السيد محمد حسين الطهراني
315
نور ملكوت قرآن از قسمت أنوار الملكوت (فارسى)
يَكْتُبُ ما يُبَيِّتُونَ فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ وَ تَوَكَّلْ عَلَى اللَّهِ وَ كَفى بِاللَّهِ وَكِيلًا . [ اصالت و حقّانيّت قرآن را هيچ اكتشاف علمى و تجربى و فلسفى نمىتواند بكشند ] أَ فَلا يَتَدَبَّرُونَ الْقُرْآنَ وَ لَوْ كانَ مِنْ عِنْدِ غَيْرِ اللَّهِ لَوَجَدُوا فِيهِ اخْتِلافاً كَثِيراً . « 1 » ( و مىگويند به تو اى پيامبر كه : ما أهل طاعت و تسليم هستيم ، ليكن چون از حضور تو بيرون مىروند ؛ جماعتى از آنها شبنشينى نموده و غير از آنچه را كه تو گفتهاى عمل مىكنند ؛ و بناى امر خود را بر آن مىگذارند . و خداوند مىنويسد آن مطالبى را كه در مجالس شبنشينى با هم گفتگو دارند پس اى پيامبر از آنها روى گردان ، و توكّل بر خدا كن و خداوند وكيل با كفايتى است . آيا اين گروه در اين قرآن ، تدبّر نمىنمايند ؟ اگر قرآن از ناحيهء غير خداوند بود ؛ هرآينه در آن اختلاف بسيارى را مىيافتند . ) و بنابراين ، در قرآن كه اختلافى در مضامينش و در بيانش نيست ، و در مرور دهور ، و پيدايش أجيال ، و طوائف ، و مكاتب متفاوت از دوست و دشمن ، تا به حال احدى را ياراى آن نبوده است كه : بر اين كتاب مبين ، خردهاى را بگيرد ؛ و تناقضى را بنماياند ؛ و اختلافى را نشان دهد ؛ و يا اصول كلّيّه ، و معارف حقّهء الهيّه ، و يا حكايتها و قصص آن را از تاريخ قطعى صحيح ، جدا كند ؛ و يا قوانين و أحكام آن را مورد خدشه قرار داده ، و بتواند مخالفت آنها را با علم به إثبات برساند ؛ اينها همه نشانگر آنست كه : اين كتاب از حقّ گرفته شده ؛ و از حقّ برداشته شده ؛ و بر حقّ نازل شده است . و در اين صورت معلوم است كه : فَما ذا بَعْدَ الْحَقِّ إِلَّا الضَّلالُ فَأَنَّى تُصْرَفُونَ . « 2 » ( از حقّ اگر بگذرى ، چه چيزى غير از ضلالت و گمرهى خواهد بود ؟ پس اى مردم ، به كجا كشيده مىشويد ؟ ! ) آيهاى در قرآن كريم داريم كه صراحتا مىگويد : تمام علوم حقّه ، و
--> ( 1 ) آيهء 81 و 82 ، از سورهء 4 : نساء . ( 2 ) آيهء 32 ، از سورهء 10 : يونس .